مرجع یوگی اوه (همه چی درباره یوگی اوه) (هر چی راجبع یوگی اوه بخوای هست) آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ نويسندگان سه شنبه 24 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 21:50 :: نويسنده : سپر اویسی = سپهر جامپر
یو گی اوه قسمت اول
داستان از اونجا شروع شد دوستان که یو گی و جویی در حال دوئل بودند جویی در حال فکر کردن بود که چه کارتی رو بذاره که ناگهان تریستن پرید کله جویی رو به شوخی گرفت و گفت دارین چیکار میکنین که جویی گفت دوئل هیولا ها یو گی داره به من یاد میده بعد جویی تریستن رو هل داد عقب یو گی به جویی گفت داری چیکار میکنی یه کم سریعتر جویی یه کارتی بازی کرد که نیروش از زمین بود 2 ستاره داشت و 800 تا حمله و دفاش 400 تا بود و الان نوبت یو گی بود اون گفت حرکت خوبی بود جویی ولی این بهتره و یک کارت اژدها که نیروش از تاریکی بود و 4 تا ستاره داشت و حمله اش 1500 تا و دفاش 800 تابود و جویی شکست خورد یوگی به دوستاش یعنی جویی و تریستن و تینا پیشنهاد داد که برن کارت قدرتمند پدر بزرگش ببینن در همون حال کایبا صدای اونا رو میشنیدکه چی به هم میگفتن اونها به طرف مغاره کارت فروشی رفتن وقتی وارد شدن.
یو گی اوه قسمت دوم
قسمت دوم از اونجا شروع شد دوستان که جویی و تینا در حال دوئل در مدرسه بودند که جویی یک کارت صخره بازی کرد که نیروش از زمین بودو3 تا ستاره داشت و800 تا حمله و1200 تا دفاع و به کارت تینا که در حالت دفاعی بود حمله کرد و میخواست اونو نابود کنه که ناگهان تینا یک کارت جادوی به اسم فوت جادویی رو کرد که کارت های صخره رو نابود میکرد و یو گی که در حال تماشای بازی بود تایید کرد که تینا بازی رو برده.بعداز مدرسه جویی و یوگی درحال صحبت بودند که جویی گفت چرا من باختم؟یو گی گفت که من باید دسته کارت تو رو چک کنم بعد جویی دسته کارتش از تو جیبش دراورد و به یو گی داد وقتی یو گی اونو دید بسیار تعجب کرد به جویی گفت که دوئل هیولاها فقط در کارت های هیو لا خلاصه نمیشه و کارت های جادویی و تله نیز در ان بازی ها تاثیر دارن جویی گفت من چیکار کنم یو گی گفت باید از پدربزرگ من کمک بخوای اونها وارد مغازه شدن یو گی گفت که جویی به کمک نیاز داره پدر بزرگ با جدیت تمام گفت که باید امادگی هر چیزی داشته باشه و صبر داشته باشه اون قبول کرد. سپس اونها یعنی یوگی و جویی و تینا و تریستن در خانه نشسته و در حال تماشای دوئل قهرمان بین قاره ای به طور زنده از تلویزیون تماشا میکردند بین ویول و رکس جویی گفت که خیلی خسته است به خاطر اینکه پدر بزرگ خیلی با اون تمرین کرده بود و همون لحظه پدر بزرگ اومد تو وگفت که به خاطر خودش بوده جویی رفت اونو بغل کنه جاخالی داد جویی افتاد زمین پدربزرگ یک بسته به یو گی داد گفت ای برای تو یو گی گفت اونو بعد از مسابقه میبینه کارت بعدی برای رکس بود اون پادشاه دو سر دایناسور ها رو بازی کرد به حمله 1600 ودفاع 1300 نوبت ویول شد اون یک کارت حشره بازی کرد امتیاز حملش 500 و دفاش 700 بود بعد اون یک کارت برعکس بازی کرد در همون لحظه جویی گفت یک حشره کوچک در برابر یک دایناسور نوبت رکس شد اون دستور حمله داد ویول کارت برعکسش رو کرد یک کارت که همون لحظه کارت دایناسور رو نگاه داشت اون نیز سپس یک کارت جادویی بازی کرد توپ لیزری و به حشرش امتیاز داد و اون پیروز شد پگاسوس سازنده بازی به اونیز هدیه داد واونو به جام دوئل کننده پادشاه در جزیره اش دعوت کردیو گی به جویی گفت که هیچوقت در بازی زود نباید قضاوت کرد پگاسوس سوار ماشین شد در ماشین گفت که اون بسته به مقصد رسید و زیر دستش گفت بله . یو گی در جعبه رو باز کرد در اون یک دستکش 2 ستاره و یک نوار بود اون نوار رو در دستگاه قرار داد ناگهان پگاسوس روی صفحه امد و همه چیز ایستاد همه ی کسانی که در اتاق بودند ایستادند وکسی نمیتوانست حرکت کنه بجز یوگی یوگی گفت چیکار میکنی پگاسوس اونو به دوئل دعوت کرد دوباره مثل همیشه پازل یو گی (از وقتی که یو گی اونو بدست اوردهه بود موقع دوئل به یک نفر دیگه تبدیل میشد)تکان خورد و دوباره تبدیل شد اول پگاسوس بازی رو شروع کرد اون یک کارت در حالت دفاعی بازی کرد و یک کارت برعکس بازی کرد الان نوبت یو گی بود اون یک کارت اژدها که که نیروش از تاریکی بود و 3 ستاره داشت و1500 تا حمله و 1200 تا دفاع بود بازی کرد همون لحطه پگاسوس کارت تله نابود کننده اژدها را رو کرد واژدها نابود شد پگاسوس قبل از اینکه یو گی کارت بعدی رو بازی کنه پگاسوس گفت این بازی ها بر میگرده به زمان مصر باستان برمیگرده فرعون های مصری با هیو لا های واقعی دوئل میکردندبا نیرو های جادویی این هیو لا ها اونقدر قوی شدند که تمام دنیا را فرا گرفتند سپس پگاسوس کارت هیولاش رو رو کرد اژدها زنده کن و اژدهای یوگی برای پگاسوس شد و به یو گی حمله کرد یوگی کارت هیولای سیلور فنگ را رو کرد پگاسوس به اون حمله کرد و جون یو گی به 1500 تا رسید پگاسوس گفت سالها پیش فرعونی قدرتمند پیدا شد که نیروی این هیو لا ها را در7 قطعه ملنیوم ذخیره کردپازل تو جزء اوناست بعد پگاسوس یک کارت برعکس بازی کرد و یک لحظه موهایش کنار رفت و یو گی چشم مصنوعی دید که عکس کارت زامبی اون توش بود یو گی فهمیدکه پگاسوس کارت دست اونو دیده به خاطر چشم ملنیومش پس یو گی فهمید و یک کارت در حالت دفاعی بازی کرد همون لحظه پگاسوس کارت نابود کننده زامبی رو کرد یو گی گفت اون گول خورده و کارت افسونگر سیاه رو برگردوند وبه اژدها حمله کرد و اونو نابود کرد و جون پگاسوس به 1200 رسید سپس پگاسوس یک کارت دلقک رو کرد وکارت جادویی چشم سپس افسو نگر سیاه به اون حمله کرد و لی حمله اثر نکرد سپس یو گی مبارز جنگل را رو کرد1400 تا حمله 1200تا دفاع نیرو از زمین و 4 تا ستاره سپس کلتیک گاردین(مبارز جنگل)نابود شد و جون یو گی به 400 تارسید سپس دید که افسونگر سیاه به خاطر دلقک سیاه برای پگاسوس شده است سپس یو گی کارت هیولای استخوانی رو بازی کرد که به دلقک سیاه حمله کنه اما وقت تمام شد وبه خاطر کم تر بود امتیاز یو گی اون شکست خورد سپس پگاسوس گفت ستاره و دستکش برای دوئله پادشاه در جزیره اونه و بعدا چیز های مورد تیاز دیگه رو برای اون پست میکنه و گفت برای اینکه حتما بیای روح پدر بزرگش رو دزدید .سپس همه چیز به حالت اول برگشت وپدربزرگ روی زمین افتاد و یو گی شروع کرد به داد زدن پدربزرگ پدربزرگ سپس این قسمت تمام شد(نظر یادتون نره)
یو گی اوه قسمت سوم
سلام دوستان قسمت سوم از اونجا شروع میشه که یو گی درباره قطعات ملنیوم فکر میکنه که روح پدربزرگش دزدیده شده و اون موقع دوئل تبدیل به یک شخص دیگه با استفاده از پازل میشه در همون حال به سراغ جویی میریم یک نوار برای اون رسیده اون وقتی نوار رو گذاشت خواهرش روی صفحه اومد ناگهان جویی گفت سرنیتی بعد خاطره اینکه اونها به خاطر تلاق پدر مادرشون از هم جدا شدن و سرنیتی برای مادرش بود و خود جویی برای پدرش سرنیتی در در نوار گفت که دیگه شاید اونو نبینه چون پول عمل چشمش رو نداره وممکنه که کور بشه و این نوار رو فرستاده که یادگاری از اون باقی بمونه جویی بسیار ناراحت شد و شروع به گریه کرد. یو گی موقع برگشتن از مغازه پدربزرگش که در مسیر برگشت اون بود پاکتی را در میان در مغازه دید وقتی اون باز کرد توش چند تا کارت بود عکس کارت ها اولیش این بود که یو گی دید یک قلعه در جزیره پگاسوس بود فرداش یو گی اونارو برد مدریه تا به دوستاش نشون بده عکس یکی دیگه از کارت ها یک کشتی برای رفتن به جزیره بود ناگهان تریستن کارت طلا رو دید که هرکی برنده تورنومنت بشه میتونه 3میلیون دلار ببره ناگهان جویی به سرش زد که به اونجا بره و پول عمل خواهرش رو بدست بیاره. سپس جویی به قسمت بالای شهر رفته بود و غروب رو تماشا میکرد که ناگهان یو گی امد و شروع به صحبت با جویی کرد و اونها خاطرات اینکه چطور با هم دوست شده بودند و اون پازل باعث این کار شده بود و بعد از کمک جویی پازل رو درست کردند و روح 3000 ساله را که خود یو گی نمیدونست کیه ازادش کردند.سپس شب شد و یو گی و جویی و تریستن و جویی به طور مخفیانه وارد کشتی شدند تریستن و تینا به صورت مخفیانه و با بار وارد شدند جویی نیز به کمک یو گی و با کارت اون وارد کشتی شد.در کشتی اونا مای رو دیدن اون یک دوئلیست قدره اما کسی اونو نمیشناخت ولی اون یو گی به یوگی گفت که تو همون هستی که قهرمان دوئل کشور یعنی کایبا رو بردی یو گی گفت بله و همچنین جویی که میخواست خودش پیش مای خیلی خفن نشون بده گفت که اون دوستشه و جویی خیلی از اون خوشش اومد در اتاق دوئلیست های معمولی جویی و یو گی بودند به همراه بقیه دوئلیست ها ویول و رکس نیز اونجا بودند اونها یو گی دیدند و بسیار تعجب کردند و به یو گی و جویی گفتند که شما نمیخواهید مثل بقیه کارت ها رو عوض کنند.جویی رفت که این کارو بکنه.تریستن و تینا که در کشتی بودند صبحت میکردند که ناگهان تینا گفت که اون باکورا رو دیده و تریستن دید که کسی اونجا نسیت و به تینا گفت که حتما اون اشتباه کرده.در همون حال جویی کارت هایی رو که تازه بدست اورده بود به یو گی نشان میداد کارت ها به اسم ترتیب کارت سالاماندرا (جادوئی)زنجیر تغیر دهنده(تله)بچه اژدها(هیولا)سپروشمشیر(جادوئی) سپس یو گی از درون دسته کارتش کارت رئیس زمانها(کارت هیولا)رو به جویی داد در همون حال ویول پیش اونها امد و به یوگی گفت که میشه پنج تا کارت اکسودیا رو ببینه یو گی اونها رو به ویول داد اما اون اونارو به درون دریا انداخت جویی پرید و رفت که کارت ها رو بیاره اما یو گی نیز پرید تا به جویی کمک کنه جویی فقط سه کارت رو بدست اور همون لحظه که اونا از دریا اومدن بیرون جویی داستان خواهرش رو برای یو گی و تریستن و تینا گفت صبح فردا اونا به جزیره رسید و قسمت سوم تمام شد
نظرات شما عزیزان: ترانه
![]() ساعت11:00---18 خرداد 1392
عالی بوداگه میشه قسمت7روهم بنویسید.
پاسخ: چشم من قراره تا قسمت 8 بنویسم و ممکنه بعدش هم ادامش بدم حالا نمیدونم باید رای گیری کنم!!!! موضوعات
پيوندها |
|||
![]() |